چرا نتیجه نمی گیریم؟

تا حالا به این موضوع دقت کردید که ما کلی کلاس آموزشی می ریم،کلی کتاب می خونیم،کلی دوره و سمینار شرکت می کنیم ولی نتیجه قابل قبولی نمی گیریم.

گروه اموزشی اصل من

دقت کردید تا زمانیکه در حال آموزش هستیم،در حال خوندن کتاب هستیم،تو جو سمینار و دوره های آموزشی هستیم تمام مطالب و آیتم های آموزشی رو رعایت می کنیم ولی یک مدت بعد به همان آدم قبلی تبدیل می شویم.

مثلا تا وقتی که دوره فرزند پروری رو داریم شرکت می کنیم با فرزندمون خوب رفتار می کنیم،تا زمانیکه کتاب زنان مریخی مردان ونوسی رو مطالعه می کنیم با همسرمون خوب برخورد می کنیم،تا زمانیکه تو یک سمینار انگیزشی شرکت می کنید فقط تا چند روز بعدش برای به دست آوردن پول انگیزه داریم، ولی به محض اینکه از اون آموزش یا مطالعه فاصله می گیریم  متاسفانه به حالت قبلی بر می گردیم؟

آیا آموزش ها کافی نیست؟

بزارید با یک مثال ادامه بدیم:دوستی داشتم که شغلش فروش بذر و سم بود و بسیار متمول بود روزی یه نکته جالبی به من گفت که منو خیلی به فکر فرو برداون گفت بیشتر درآمد سم فروش ها می دونی تو چیه؟

گفتم نه؟!!

گفت توی کود حیوانی: گفتم یعنی چی؟ گفت مردم برای تقویت درخت هاشون از کود های آلوده استفاده می کنند و درخت قارچ می گیره و اون ها هم دائما میان پیش ما و سم و قارچ کش میخرن.

دوباره از اون طرف کود های آلوده میدن و دوباره سم و قارچ کش می خرن و دوباره و دوباره و…

یادم افتاد به قضیه زندگی ما آدم ها،ما هم همینطور هستیم از یک طرف ریشمون تو آلودگیه از اون طرف دائم داریم به شاخ و برگ زندگیمون سم قارچ کش می زنیم.

از درون آلود هستیم ولی داریم تلاش می کنیم بیرون رو اطلاح کنیم .

مثلا یک مادری که با خودش درگیری داره،دلیل وجودش تو دنیا رو نمیدونه و هنوز نتونسته با همسرش یک رابطه خوب وعاطفی برقرار کنه،می خوایم با دوره های فرزند پروری،رفتارش رو با فرزندش اطلاح کنیم،می خوایم رفتار عاشقانه با همسرش رو بهش آموزش بدیم و این میشه که ما به ندرت از آموزش هامون نتیجه میگیریم.

گروه آموزشی اصل من

این داستان زیر بنای آموزش های من است.

در شروع کارم به خودم گفتم اگه می خوای کمکی بکنی سعی کن به ریشه ها فکر کنی نه به شاخ و برگ ها.

با همین دیدگاه کارم رو شروع کردم و تلاش ما تو گروه آموزشی تغیر آگاهانه،تمرکز به اصل ریشه ها و رفع مشگلات بنیادیه نه ظاهر و همین موضوع دلیل نتیجه گرفتن همراهان ما تو این مجموعه است.

گروه آموزشی اصل من

به این ایمان رسیدیم که:

  • هیچ وقت یک مادر نمیتونه تربیت درستی برای بچش اعمال کنه.
  • هیچوقت یک پدر نمیتونه کسب و کارش رونق بگیره.
  • هیچ وقت یک جوون نمیتونه با عزت نفس به اهدافش برسه.
  • هیچ وقت یک رابطه عاشقانه نمیتونه به زیبا ترین حالت خودش برسه.

مگر اینکه:

اون مادر،اون پدر،اون جون و اون فرد عاشق،ارتباطش با خودش و روح الهی درونش خوب باشه همین و تمام.

تا زمانی که این ارتباط خوب نشه،آموزش دیدن ها و کتاب خوندن ها و سمینار رفتن ها و دوره ها آب در هاون کوبیدنه.