6 راه برای رسیدن به ارامش

 

گروه آموزشی اصل من

رسیدن به آرامش تنها و مهم ترین رسالت انسان هاست زیرا تا زمانیکه ما به آرامش نرسیم،به هیچ عنوان نمی توانیم مادر خوب،پدر خوب،کاسب خوب،همکار خوب و یا فرزند و دوست خوبی باشیم.

چرا که از درون دچار نوسان و به هم ریختگی هستیم و قطعا از بیرون نمی تونیم همراه خوبی باشیم.

یک قابلمهی زیبای گران قیمت و خوش رنگ،هر چه قدر هم زیبا باشه وقتی یک غذای کپک زده ی بد بو رو تو خودش داشته باشه به هیچ عنوان نمیتونه،به عنوان یک ظرف غذا سر سفره آورده بشه.

چرا که از درون خرابه!!

آرامش مهم ترین دغدغه و درخواست انسان این عصر شده،و متاسفانه انسان ها از طریق راه هایی دنبال کسب آرامش هستند که نه تنها به اونها توی این مسیر کمکی نمی کنه بلکه همون مقدار اندک آرماش رو  هم که دارند ازشون می گیره.

روش های که مقطعی هستند،مثل قرص مسکن.

در ادامه راهکار های مناسبی برای رسیدن به آرامش خدمتتون ارائه می کنم:

 

1) خودت رو بپذیر:

 

گروه آموزشی اصل من

همون جور که هستی،دوست عزیزم من رنگ زرد رو دوست دارم تو چی؟،تو غذا ها زیاد از قرمه سبزی خوشم نمیاد،مسافرت به بنا های تاریخی رو ترجیح میدم به طبیعت،شب ها آرامش ذهن من بیشتر از صبح هاست،غذای حاضری رو بیشتر از پختنی می پسندم و سکوت رو بیشتر از حرف زدن تو چی؟؟

چقدر با هم تفاوت داشتیم؟؟(من و تو) ،کدوم ما بد هستیم و کدوم خوب؟،رفتار من بهتره یا تو،هر کی رنگ زرد و دوست داره آدم بد سلیقه ایه؟

نه من بد هستم،نه تو که از زرد متنفری،فقط ما دو تا آدم متفاوت هستیم.

باور کن و این ایمان برس که همون اخلاقی که تو داری و همسرت یا همکارات میگن خیلی بده ولی تو دوسش داری بد نیست،این رفتار برای اونا ناپسنده(البته منظورم رفتار های درستیه که بقیه دوستش ندارند،نه رفتار های نا زیبا)

مثلا:

  • تو سکوت رو ترجیح می دی اونا میگن چرا مثل ادمای لال هستی؟!،از دیوار صدا در میاد از تو نه.
  • تو تنوع رو ترجیح میدی و دوست داری هر روز میز کارت،آشپزخونت تغیر کنه اونا میگن تو شخصیت چندگانه و نا متعادلی داری.

تو…اونا…تو…اونا…

فقط به این باور برس نه تو اشتباهی هستی نه اونا،فقط یه تفاوتی از امروز به بعد بین شما هست تو این موضوع رو میدونی اونا نمیدونن که تو رنگ و غذایی رو دوست داری که اونا دوست ندارند و به همین خاطر به اشتباه دارن تو رو مرمت می کنن.

پس خودت روهمونجور که هستی بپذیر،عاشق خودت باش و بدون خداوند تو رو به بهترین حالت ممکن خلق کرده،چرا که اگه تو از کم حرفی دربیای از تنوع طلبی و یا بلبل زبونی دربیای از آرام و یا تند راه رفتن دست برداری و یا هر  عادت شخصیتی درست دیگه ای که داری(که مورد پسند اطرافیانت نیست) نظم طبیعت کل جهان دچار خدشه میشه.

بله به همون میزانی که تو،تو طبیعت خودت دست میبری،داری نظم جهان رو هم بهم میریزی،پس خودت رو با همین شرایطی که هستی دوست داشته باش.

2) سم پاشی کن:

 

گروه آموزشی اصل من

تا حالا ساقه گل های محمدی رو تو فصل بهار دیدی؟دقت کردی چقدر شته به اون ساقه ها چسبیده،می دونی اون شته ها چیکار می کنن،میچسبند و از ساقه ی اون گل تغذیه می کنن.

پس اگه می خوای ه آرامش برسی شته های زندگیت رو بشناس و اون ها رو از خودت دور کن.

بعضی از شته های زندگی ما(تلویزیون،کانال های تلگرام،پیج های اینستاگرام،دوست های منفی نگر،دورهمی های پیش از اندازه که فقط مخل آرامش ما هستند،بحث کردن بااطرافیان برای اثبات خودمون،شغلی که دوستش نداریکم،کمبود درآمد،قدرت طلبی،عدم ارتباط صحیح با خداوند)هستند.

وقتی شته های گل رو سم پاشی کردی و از بین بردی برای این که نتیجه ی بهتر بگیری باید گل رو تقویت کنی و یا به قولی کود به اون بدی.

انسان هم برای این که نتیجه بهتری بگیره پنجاه درصد قضیه این که سم پاشی کنه و پنجاه درصد دیگه این که خودش رو تقویت کنه.

مثلا:

دیدن فیلم های انگیزه بخش مثل زندگینامه ی افراد موفق به جای دیدن فیلم های تلوزیون(مثل فیلم بسوی خوشبختی)،داشتن کانال های آموزشی به جای گروه ها و پیج های تبلیغاتی و تفریحی،فاصله گرفتن از دوست های منفی نگر،عدم تلاش برای اثبات خود و…دوسنت من شته های زندگیت رو بشناس که دارن ارامش رو از تو میگیرن و بعد حذفشون کن.

3) این مسئله ی طناب کشی رو تمومش کن:

 

گروه آموزشی اصل من

مسابقه طناب کشی و حتما دیدین یه عده این طرف یه عده اون طرف یه جوری میکشن که یا طناب پاره بشه یا برنده بشن،درسته؟

این طرفی ها میگن باید برنده بشیم،اون طرفی ها هم میگن ما …

تا حالا شده دلت برای طناب بیچاره بسوزه آخه اون چه گناهی کرده؟

اگه خوب دقت کنی متوجه میشی خیلی وقت ها ذهن ما داره نقش اون طناب بیچاره رو بازی میکنه,یه عده این طرف دارن اون رو به سمت خودشون می کشن یه عده هم اون طرف و یه نکته ی جالب,خیلی وقت ها خودمون تو یکی از این گروه ها قرار می گیریم.

  • وقت هایی که می خوایم خودمون رو به بقیه ثابت بکنیم ( انگار این جهان هیچ مدیر وکنترل گری نداره )
  • وقت هایی که می خوایم بهترین باشیم از همه لحاظ و در همه زمینه ها
  • وقت هایی که نقاب زدیم و داریم نقش بازی می کنیم و خودمون نیستیم
  • وقت هایی که بخاطر اطرافیان مون خودمون و ارزش هامون رو زیر پا می زاریم ( تائید طلبی )

 انگار ما تو جامعه ای بزرگ شدیم که از بچگی گفتن از هر انگشتش یه هنر می ریزه

مسابقه های طناب کشی رو تو زندگیت پیدا کن و این طناب رو بردار و پرتش کن کنار تا به آرامش برسی.

4) بادبادک نباش:

 

گروه آموزشی اصل من

بچه که بودیم با روزنامه و چوب حصیر بادبادک درست می کردیم .

نخ های مامانم رو یواشکی بر می داشتم و می رفتم تو کوچه بادبادک یا همون ملا را هوا می کردم و کلی ذوق و شوق و خنده .

  • بادبادک اصلا براش مهم نبود به چه سمتی میره
  • براش مهم نبود چقدر بالا میره یا پایین
  • براش مهم نبون به زودی چنان رو زمین می خوره که بند بندش از هم باز میشه ، می دونید چرا :

چون سیستم هدایتش به همه چیز وابسته بود غیر از خودش. اون نخ نازک و سرعت و جهت وزش باد بودکه اون بادبادک رو کنترل می کرد .

بعضی از ما آدم ها مثل اون بادبادک هستیم اصلا نمی دونم کجا می خوایم بریم،نمی دونیم کی هستیم،به چی علاقه داریم،چه چیزهایی رو نمی خوایم و در کل نمی دونیم هدف مون چیه.

مهم ترین دلیل اضطراب و به هم ریختگی در انسان اینه که نمی دونه می خواد چکار کنه.

می دونستید حتی بزرگترین عامل درگیری های خانوادگی و زناشوئی بخاطر اینکه یک هدف مشخص تو اون زندگی نیست که بخاطرش ذهن زن و شوهر درگیر بشه .

ولی وقتی هدف زندگی مون مشخص بشه مثل تیری که از اسلحه خارج میشه دیگه کسی نمی تونه تو مسیر حرکت ما خللی وارد کنه .

یکی از نشانه های وقتی که هدفی بزرگ نداریم اینه که درگیر حرف ها و رفتارهای اطرافیان مون می شیم.

وقتی هدف داریم،مستقیم و با سرعت داریم به سمت هدف مون می ریم و این یعنی مهم ترین عامل کسب آرامش.

من همیشه این مثال رو می زنم:

چند بار تاحالا شده،یک خانم یا آقای تحصیل کرده یا یک مدیر بزرگ تو یک مهمونی کنار شما باشه و پشت سر بقیه غیبت کنه یا از بد بودن دستپخت صاحب خانه قشقرق راه بندازه ؟

چرا ؟ چون تو ذهن اون فرد به اندازه ای مسائل مهم و بزرگ هست که وقت برای کارهای کوچک و بی ارزش نداره،در یک کلام چون هدف داره .

دوست من اگه هدف نداری بی خیال آرامش شو.

5) فنر را آزاد کن:

 

گروه آموزشی اصل من

یه اسباب بازی هایی هست برای اینکه حال اطرافیانت رو بگیری و حسابی اونا رو بترسونی,جعبه ایه که می گیری جلو طرف میگی درش رو بازکن،تا اون بنده خدا که منتظره دیدن یک صحنه ی قشنگ یا یک کادوئه در جعبه رو باز می کنه،یه موجود زشت ترسناک (سوسک ) به کمک یه فنر می پره بیرون و اون فرد هم با کلی فحش نون و آبدار از شما قدردانی می کنه.

اون فنره اگه نبود اون اسباب بازی اونقدر هیجان نداشت فنرها وقتی جمع میشن یه قدرت زیادی رو تو خودشون نگه میدارن و منتظر یک موقعیت هستن که این قدرت و انرژی رو آزاد کنن و البته بعضی وقت ها هم خطرناک هستن.

راستی فنرهای جمع شده تو زندگی ما که باعث جمع شدن انرژی و احساس خفگی تو ما شدن چی هستن؟

می دونید که جسم انسان با انرژی کار می کنه و هرکجا انرژی ذخیره بشه اگه تخلیه نشه می تونه باعث خسارت بشه. انرژی های ذخیره شده تو جسم ما اگه تخلیه نشدن باعث ایجاد خسارت میشن و اون خسارت چیزی نیست جز افسردگی و غم و استرس و اضطراب و تنها راهکار تخلیه اون انرژی، وزرشه .

دقت کردید وقتی پیاده روی می کنین یا هر ورزش دیگه تا ساعت ها بعدش اصلا حوصله ی فکر کردن به بدی ها و یا غیبت و بدگوئی و یا دعوا و درگیری ندارید.

چون اون انرژیه تخلیه شده .

حالا متوجه شدین چرا ورزشکارها علیرقم قوی بودن عضلات بدنشون به ندرت با کسی درگیر میشن.

حالا متوجه شدین چرا قوی ترین مرد ایران (مرحوم روح اله داداشی) توسط یک بچه تو خیابون با چاقو کشته شد؟

با وزرش انرژی های استرس زای درون تون رو آزاد کنید،پیاده روی و ورزش خیلی برای آرامش مهم هستند.

این راهکار رو امتحان کنید و به وضوح کاهش استرس و درگیری های زندگی تون رو مشاهده کنید.

6) منبع وصل بشین:

 

گروه آموزشی اصل من

دقت کردین وقتی موبایل تون شارژش درحال تمام شدنه مکررا به شما آلارم میده و یا شروع می کنه به بوق زدن:

 بیب ….  بیب …..  بیب….

و یا وقتی یه مشکلی تو خودروی شما بوجود میاد چراغ جلوی صفحه کیلومتر روشن میشه، وقتی  ماشین رو چک می کنید متوجه می شید یا روغن نداره یا آب و یا …

وقتی که شما احساس اضطراب و یا استرس دارید در واقع احساس بد شما داره به شما آلارم میده

بیب …. بیب….      داره میگه مراقب باش ، یه چیزی اشتباهه این وسط .

پس نباید بابت نداشتن آرامش تون ناراحت باشید تازه خوشحال باشید که سیستم کنترل درون شما داره خوب عمل می کنه , بجای اینکه زانوی غم بغل بگیرید بگردید و عیب یابی کنید تا به آرامش برسید.

با راهکارهایی که قبلا گفته شد می تونید به آرامش برسید البته یک راهکار که از همه مهم تره اینه که شما به نیرویی بزرگ تر از خودتون وصل باشید,  انسان موجودیه که اگه تکیه گاه نداشته باشد احساس اضطراب می کنه و:

چه تکیه گاهی مطمئن تر و قوی تر از خداوند مهربان