دوستان بیایم با خودمون صادق و رو راست باشیم.

اگه قرار بود ما با همین راه و روشی که داریم،با همین باور های که داریم و با همین طرز فکری که داریم به خواسته ها و آرزوهامون برسیم تا حالا رسیده بودیم.

بیایم منطقی فکرکنیم اگه تاحالا با این کوله بار اطلاعاتی که داریم به خواسته هامون نرسیده ایم،مطمعنا در ادامه هم نتیجه همینه و به آرزو هامون نخواهیم رسید.

گروه آموزشی اصل من

مگر اینکه یه تغیری در خودمون ایجاد کنیم اگه بخوام مثال بزنم مثل این می مونه که:

شما بخواین از اصفهان برید مسافرت به شمال کشور،وقتی حرکت می کنید تابلو های شهر های جنوبی رو تو جاده می بینید،مثلا نوشته شیراز 200کیلومتر،بعدی نوشته بندر عباس 500کیلو متر ولی باز هم ادامه بدید و بگید انشالله درست میشه.

درست که نمیشه هیچ،تازه بدتر هم میشه هر چقدر که جلو تر برید دارید از هدفتون که رفتن به شمال کشوره دورتر می شید.

گروه آموزشی اصل من

یاد جمله ی، اون بزرگی افتادم که میگه:

احمقانه ترین کار تکرار رفتار های قبلی و انتظار نتایج جدید داشتن است.

تا زمانی که ما بشینیم از اطرافیان،جامعه و رئیس جمهور و… انتظار کمک داشته باشیم،آش همان است و کاسه همان.

داریم با نیت رسیدن به شمال به سمت جنوب حرکت می کنیم.

زمانی که در مطالعاتم به این آیه برخورد کردم،دلم بیشتر قرص شد و مطمعن تر شدم که راهی که در پیش گرفتم درسته و با اقتدار بیشتری قدم برداشتم.

خداوند حال هیچ قومی را تغیر نمی دهد مگر اینکه خودشان تغیر کنند.

پس دست از توهم برداریم و به این ایمان برسیم که تا زمانی که خودمون تغیری در زندگی خودمون ایجاد نکنیم حتی خداوند هم کاری برای تغیر ما نمی کند.

بلکه می تونه بسیار هم مخرب و خطرناک باشه.

مثل خیلی از طلاق ها،اذدواج ها و یا تغیر شغل ها.

من 3 بار تو زندگیم تغیر ایجاد کردم،اونم تغیر های بزرگ،زمانی که از کارمندی وارد محیط کسب وکار آزاد شدم و یک شرکت با حدود 10 نفر پرسنل راه اندازی کردم،مرحله دوم زمانی بود که مجددا و با کلی قرض و البته بدهی با یکی از دوستام دستگاه خریدیم و با طراحی یک ماده جدید و خاص مواد اولیه دیوار پوش را تولید می کردیم و مرحله سوم استعفا از کارمندی و شروع کار در آموزش بود.

به خوبی با زیر و بم این مقوله آشنا هستم.

خوب جسم و روحم با این تغیر عجین شده خوب میدونم،زمانی که شروع به تغیر می کنید چه اتفاقی قراره براتون بیوفته.

پیش بینی این اتفاقات خیلی خیلی میتونه به ما کمک کنه که قبل از این که به دردسر بیوفتیم،بدونیم قراره چه رخدادی برامون پیش بیاد و آگاهانه و دانسته زندگیمون روتغیر بدیم و به قول خداوند اون جوری که دلمون می خواد زندگیمون رو بسازیم.

وقتی به این مرحله می رسی احساس یک کوه نوردی روداری که نوک قوله میشینه و با غرور دامنه کوه رو تماش می کنه و خوشحاله که مسیر پر پیچ و خم رو طی کرده و به قله رسیده.

تازه متوجه میشی که این راه چقدر قشنگه،چقدر زیباست،چقدر با ارش و تو چقدر پر توان و با ارزش بودی و نمی دونستی.

باور کنید اینقدر تغیر ایجاد کردن تو زندگی قشنگه و شیرینه که فکرش رو هم نمیتونید بکنید،مثل پدر و مادری که به موفقیت های بچشون نگاه می کنن و به عنوان دسترنج خودشون لذت میبرن،زندگی هم میتونه اینجوری باشه.

به امید روزی که از زندگی و کسب وکارت لذت ببری و بگی خودم ساختمش،به امید روزی که میزان درآمدت رو خودت افزایش بدی.

به امید روزی که ارتباط عاطفیت رو خودت بهتر کرده باشی.

به امید روزی که سلامتیت رو خودت افزای بدی.

به امید خودت به کمک خدا.

چقدر اینطرف و اونطرف پریدم و تلاش می کردم و کار می کردم ولی غیر از بدهی و ورشگستگی هیچ چیزی عایدم نشد.

چه دردسر های که نگشیدم و چه استرس ها و عذاب هایی که شب ها خواب رو از من نگرفت،یادم نمیره دچار یک بیماری گوارشی شدم که یک سال دارو و دکتر عوض می کردم ولی هیچ نتیجه ای نداشت.

گروه آموزشی اصل من

جالب این بود که پزشک ها هر داروی رو که به ذهنشون می رسید به من می دادند،ولی هیچ نتیجه ای نگرفتم.

به نظرتون این همه بدهی این همه درد و بیماری چه زمانی از زندگی من بیرون رفت؟؟؟

دقیقا از اون روزی که تصمیم به تغیر گرفتم اون روزی که فهمیدم خودم هستم که زندگیم رو دارم چیدمان می کنم.

خودم عامل درد ها و بدهی هام هستم خودم خودم و خودم،از روزی که تلاش کردم فرمان حرکت ذهنم رو به دست بگیرم آرام آرام همه چیز رو به بهبود رفت بیماری و سر درد شدیدم محو شد و بیماری گوارشیم هم خوب شد.

بدهی ها همه بر طرف شد و جالب تر اینکه کار های که ماه ها منو گرفتار کرده بود به راحتی داشت یکی یکی حل می شد و به معنای واقعی گل زندگیم افتاده بود رو غلطک،در یک کلمه می تونم بگم نتیجه تغیرات درونی من آرامش و ثروت شد.