انتخاب شغل

گروه آموزشی اصل من

انتخاب شغل در عصر کنونی یکی از دغدغه های جوانان و حتی بزرگسالان شده است،چرا که تنوع شغلی  روز به روز روبه افزایش است و این امر بسیار طبیعی است چرا که با پیشرفت تکنولوژی،علیرقم بوجود آمدن علوم و فنون جدید،چرخه های وابسته به آن ها نیز رو به افزایش است .

مثلا امروزه عده ای با تعمیر دستگاه های کارت خوان و یا خود پرداز امرار معاش می کنند،کاری که دهه های قبل اسمی از آنها در میان نبوده.

یا عده ای برنامه نویسی می کنند برای گوشی های اندروید و آی او اس کاری که حتی یک دهه قبل هم نامی از اون نبود و صدها شغل دیگه.

باتوجه به این شرایط در فضای مجازی و همچنین در آموزشگاه ها یکی از مباحث خیلی مهم همین مبحث معرفی بهترین و پردرآمدترین شغل ها شده و عده ای هم متاسفانه اطلاعاتی نادرست به جامعه تزریق می کنند و دوره ها و مقالاتی رو ارائه میدن که می تونه سرنوشت و زندگی و شغل یک انسان رو تحت تاثیر خودش قرار بده .

حالا به نظر شما بهترین شغل یک فرد چی می تونه باشه یه سرچ ساده که تو اینترنت بکنید،خواهید دید که یه عده اومدن و قشنگ ردیف کردند برامون که بهترین شغل های دنیا و ایران چیا هستند؟

پردرآمدترین شغل ها رو معرفی کردند که ما بریم انتخاب کنیم .

جالبه بدونید بعضی از والدین با استفاده از همین داده ها دارند آینده ی بچه هاشون رو چیدمان می کنند (البته به نظر خودشون)

وقتی تو سایت ها این اوضاع رو دیدم یاد اون داستانی افتادم که طرف به بچه هاش می گفت یک نصیحت بهتون می کنم اگه انجام بدین،چ زندگی شاد و خوبی خواهید داشت،بچه ها گفتن بگو پدر،اون هم گفت تو غذاها قرمه سبزی رو فقط دوست داشته باشید و تو رنگ ها آبی، اون وقت همیشه خوشحال خواهید بود .

یکی از بچه ها پرسید چرا آخه؟پدر گفت آخه خوشمزه ترین غذا خورشت سبزیه و زیباترین رنگ آبی،در واقع پدر داشت چیزهایی رو که باعث لذت خودش میشده به بچه هاش تحمیل می کرد.

از دوره ی دبستان تا 17 سالگی هر تابستون تو یه مغازه شاگردی می کردم از صافکاری و نقاشی خودرو گرفته تا نجاری و تعمیر لوازم خانگی و فروشندگی . از 17 سالگی تا دانشگاه تو کارخانه های تولید قطعات برقی و ریخته گری کار کردم و پس از فارغ التحصیلی کارمند رسمی دولت شدم .

دو بار هم خودم بعنوان کارفرما شرکت های خودم رو راه اندازی کردم،مدتی هم مسئول استخدام یکی از شرکت های پتروشیمی بودم .

این تجربه های کاری باعث نوشتن این مقاله شدند.

دوستان ازتون می خوام نه تنها تو این زمینه بلکه تو همه ی انتخاب های زندگی تون با ذهن دیگران فکر نکنید.

اجازه ندید دیگران براتون تصمیم گیری بکنند.

هیچ کس در هیچ کجای دنیا نمی تونه شغل خوب و قابل پیشرفتی به شما معرفی بکنه.

مگر اینکه دو تا خصلت داشته باشد:

  1.  شمارا به خوبی بشناسه (کامل)
  2.  خودش متخصص و با تجربه باشه در امر مشاوره

برای اینکه بهترین شغل را برای خودتون انتخاب کنید فقط خودتون هستید که می تونید راهنمای خوبی برای خودتون باشید.

در ادامه نکات مهمی برای این انتخاب که خیلی مهم و تاثیر گذاره تو زندگی تون خدمت تون ارائه می کنم.

1) خودشناسی

گروه آموزشی اصل من

سعی کنید خودتون رو به خوبی بشناسید و برای این کار وقت بگذارید و مطالعه کنید . دورن گرا هستید یا برون گرا ، جز کدوم یکی از تیپ های شخصیتی هستید ( دیجیتالی – لمسی حرکتی- دیداری – شنیداری …)

چند سال پیش، خانمی پیش من اومد که کارمند دولت و حسابدار بود،ولی هیچ علاقه ای به این کار نداشت می گفت به زور پدرم استخدام شدم ولی از اول به هنر علاقه داشتم،تونستم متقاعدش کنم که از اون کار بیاد بیرون و بره دنبال کاری که بهش علاقه داره ( لازمه بدونید اون خانم شخصیت لمسی داشت ) و لمسی ها اغلب به همون اندازه که مناسب کارهای هنری هستند برای کارهای سختی مثل حسابداری نامناسب هستند.

سمیناری داشتم برای پرسنل یکی از شرکت های بیمه،وقتی از تفاوت شخصیت ها و تفاوت نوع برخورد با افراد متفاوت گفتم،وقتی تفاوت ارائه خدمات بین افراد با تیپ های شخصیتی متفاوت رو براشون تحلیل کردم همه اونها که با مردم متفاوتی سروکار داشتند این موضوع رو تایید کردند و خیلی هم استقبال کردند درنهایت لازمه  اول خودت رو خوب بشناسی،مثلا اگه دیجیتالی هستی نمی تونی تو شغل هایی که حساب کتابی دقیق ندارن و تصفیه حساب ها توسط چک انجام میشه و مجبوری چک از افرادی بگیری که نمی شناسی شون دوام بیاری (لازمه بدونید دلیل اینکه من شرکت ناشا پخش خودم رو جمع آوری کردم همین بود ) یک شخصیت دیجیتالی تو شغل های دو دو تا چهارتائی و منظم و با حساب کتاب خیلی خوب می تونه بدرخشه .

یک فرد شنیداری مشاور خوبی می تونه باشه و یک فرد دیداری بازاریاب موفق .(البته همه اینها مثال های کلی هستند و لازمه بیشتر در موردشون کاربشه)

2) ارزش هات رو بشناس

گروه آموزشی اصل من

تمام افکار ما،تصمیم های ما و انتخاب های ما بر اساس باورها و ارزش های ما شکل می گیرند.باورهای ما هستند که خط گشی زندگی ما رو مشخص می کنند .

مثلا:

باور مردم یک کشور اینه که گاو موجودی قابل احترامه و باید پرستش بشه و اگه به اون حیوان بی احترامی بشه عذاب الهی نازل خواهد شد.

همین حیوان دریک کشور دیگر نه تنها احترام خاصی نداره بلکه سرش رو به راحتی می برن و با گوشتش کباب درست می کنند.

هر کدام دارند باورهای خودشون را با کارهاشون ثابت می کنند.

با توجه به این قانون مهم،بهترین انتخاب های ما زمانی صورت می گیره که باورها و ارزش هامون رو تو تصمیم گیری هامون به خوبی مد نظر قرار بدیم.

  • هرانسانی ارزش هایی داره که حاضر نیست اونها را با هیچ چیزی عوض کنه (این خصوصیت ارزش هاست).

برای انتخاب شغل به ارزش هاتون دقت کنید.

مثلا:

  • کسی که کمک کردن به انسان ها رو جزء ارزش هاش داره قطعا پرستار معلم و یا پزشک خوبی می تونه بشه .
  • کسی که زندگی مرفه و ثروتمندانه رو می پسنده نباید به فکر کارمندی و حقوق بگیری باشد.
  • کسی که آرامش حرف اول رو تو زندگیش می زنه باید قید کارکردن تو بازار رو بزنه چرا که سر و کله زدن با مشتری و چک و قرض و بدهی ها اون رو اذیت می کنه .
  • کسی که نیاز اولش آزادیه و دوست نداره تحت فرمان کسی باشه نباید به فکر استخدام شدن باشه و…

ارزش ها و باورهای خودت رو خوب بشناس.

3) دنبال علائق خودت باش:

گروه آموزشی اصل من

 

دوستان این جمله رو هیچ وقت فراموش نکنید شما فقط در شغلی می تونید خوش بدرخشید که دو تا خصلت داشته باشد.

  1. تو اون شغل کارنکنید.
  2.  خیلی بیشتر از بقیه همکارهاتون کارکنید.

یعنی چی:مگه میشه هم کار نکرد،هم بیشتر کار کرد. اجازه بدید یه جمله از هنری فورد براتون بگم :

  ” من هیچ وقت تو زندگیم کار نکردم ،چون عاشق کارم بودم همیشه تفریح می کردم “

فکر کنم متوجه منظورم شدید،وقتی عاشق کارتون باشید تو اون کار همیشه درحال تفریح هستید نه کارکردن و وقتی کارتون به قول حضرت علی میشه تفریح تون (” بهترین تفریح کار است “) چون دارید لذت می برید خیلی بیشتر از همکاران تون فعالیت می کنید.

فکر کنم خیلی دیدید انسان هایی رو که علیرقم سن بالا روزهای تعطیل هم تو محل کارشون هستند،بقیه فکرمی کنند اینا خیلی حریص هستند ولی واقعیت چیز دیگه ایه .

سوال:چه جوری متوجه بشیم علاقه ی ما تو چیه ؟

این خیلی مهمه و اصلا اصل قضیه همینه و مشکل اغلب مردم اینه که نمی دونن به چی علاقه دارن و برای چی ساخته شدند و…

از بچگی به ماگفتن از این شاخه به اون شاخه نباید بپرید،یک کار رو بگیرید و تا آخر ادامه بدید من می خوام بگم این یک دروغ بزرگه،وقتی من 8 سالم بود می رفتم مغازه صافکاری ، آیا باید الان صافکاری می کردم ؟ تو 12 سالگی تعمیر لوازم خانگی می کردم آیا الان باید یک تعمیرکار باشم ؟

اگر الان تو شغلی هستم که عاشقانه دوستش دارم بخاطر اینه که اونقدر از این شاخه به اون شاخه پریدم تا موضوع مورد علاقه ام را پیدا کردم . مگه میشه آدم بدون تجربه کردن کارهایی که فکر می کنه دوستشون داره بتونه به شغل مد نظرش برسه؟

درنهایت بدونید که بهترین کار برای پیداکردن کاری که شما بخاطرش به این دنیا اومدید،همون کاری که قراره تفریح تون باشه،همون کاری که صبح ها به عشقش از خواب بیدار می شید،تجربه کردن کارهایی هست که فکر می کنید موردعلاقه تونه تا بلاخره اون رسالت تون رو پیدا کنید.

نکته: منظور من در مورد کاریه که شما بخاطرش خلق شدید،برای پیداکردن اون باید این کارها رو بکنید و گرنه پیدا کردن یه شغل و کسب درآمد هیچ نیازی به این کارها نداره .

4) مهارت یا استعداد:

برای پیدا کردن شغل مورد علاقه تون به مهارت هاتون کاری نداشته باشید،به استعدادهاتون دقت کنید.

مهارت چیزیه که به مرور بدست میاد یعنی کافیه پدر شما شیرینی پز باشه شما به مرور این مهارت را خواهید آموخت ولی نکته اینجاست که مهارت های ما که قطعا خیلی هاشون تحمیلی هستند،نباید معیاری برای انتخاب شغل ما باشند بلکه استعدادهایی که از بچگی داشتیم رو باید معیار مناسبی برای این تصمیم قرار بدیم.

البته نکته ی مهم اینه که خیلی از ما استعدادهامون هنوز شناخته نشده و ما برای خلق اون شخصیت اصلی مون و انجام رسالت مون باید استعدادهای خودمون رو بشناسیم که مهمترین راه،کسب تجربه تو حرفه هائیه که فکر می کنیم تو اون ها استعداد داریم و اونقدر این کار رو تکرار کنیم تا اون کاری که براش ساخته شدیم را پیدا کنیم.

5) مراقب تله ها باشید:

گروه آموزشی اصل من

  •  چون فلان فرد تو فلان شغل پیشرفت کرده پولدار شده پس من هم …
  • چون خیلی ها این کار رو شروع کردند و نتونستند توش به موفقیت برسند پس این کار،کارخوبی نیست.
  • با دوستانم مشورت کردم میگن این شغل خوبی نیست.

دوستان همون طورکه توضیح دادم شخصیت ها متفاوتند،پیروزی گروهی در یک کار دلیل بر موفق شدن ما و عدم موفقیت و ورشکستگی فردی یا گروهی دریک شغل دلیل بر این نمی شه که اون شغل،شغل خوبی نیست.

این ها تله هایی هستند که اگرمراقب نباشید تو دام شون گیر می کنید،ضمنا برای انتخاب شغل با افرادی که تو همون شغل دارن فعالیت می کنن مشورت نکیند ( اشتباهی رایج) چرا که دوحالت بیشتر نداره یا اون فرد تو اون شغل خیلی خوب عمل کرده و موفقه و نهایتا شما را تشویق می کنه که به اون شغل وارد بشید و یا به دلایلی تو این شغل موفق نبوده و با ورود شما مخالفت می کنه که در هر دو حالت این شما هستید که ضرر می کنید ( تازه اگه صادقانه نظرش رو بگه ).

درصورتیکه قصد مشورت دارید با کارشناسی بی طرف و متخصص مشورت کنید ولی بازهم درمورد انتخاب شغل تاکید می کنم هیچ کسی بهتر از خود شما، شما را نمی شناسه ، باکسی مشورت نکیند تمام تمرکز خودتون را روی خودشناسی بگذارید.